وارث چادر زینب...

  • ۱۵:۰۵

وار   وارث چادر زینب نکند خون به دل مهدی زهرا بکنی؟؟؟؟؟

خواهرم قدر بدان

چادرت ارثیه زهرا بود

یادگاری که سر زینب بود

و همه

چدر و هر دو برادر

همه حساس به آن چادر خاکی بودند

تا ضربت خورد

گفت زینب گل بابا

علی و آل علی

به فدای تو این چادر تو

نگذاری که بیفتد به زمین

 

تا حسن شد جپرش پاره به جامی از زهر

گفت خواهر

به همان لحظه مادر

که زمین خورد قسم

چادر از دست نده

و گمانم که حسین

وسط معرکه کرب و بلا

یک نگاهش به سوی لشکر دشمن

و نگاهی دگرش سمت همین چادر زینب بوده

هر نگاهی که به خواهر می کرد

چادرش را می دید

فکروذکرش و خیالش

همه راحت می شد

به گمانم وسط آن گودال

نگران حرم و چادر زینب بوده

همه خون ها به فدای تو و آن چادر تو

زینبم تو حواست باشد

 .



بعضی وقتا با خودم فکر می کنم که من امانت دار خوبی بودم برای چادر مادر یا نه؟

یکی می گفت:

زینب هزار عباس میدهد اما نخ معجر نمی دهد ....

پس وقتی به خاطر چادر و حیا این همه جوون رفتن و شهید شدن ما دختر چادری ها هم باید مواطب حیا و حجابمون باشیم تا اون دنیا شرمنده ی شهدا نباشیم....

با همین چادر هم می توان سرباز مهدی بود...

  • ۲۳۸
حجاب یعنی
من انتخاب می کنم
که
تو
چه ببینی....
نویسندگان
پیوندها
Designed By Erfan Powered by Bayan